تبليغاتX
asma
 
برای روز هایی که دلخوش ماندن بودم

می روم !

تا تورا

    با طعم

           دلتنگی هم

چشیده باشم

در گستره ای از فراموشی

به دست باد های ولگرد سپرده ام تورا

وخودم را

به بادبانی که هنوز آبستن توست

به شوری که دریا گرفته از دامن تو

دوره ام کردند

غربت دستانی که امشب

 میهمان توست !

|+| نوشته شده توسط korosh در جمعه بیست و یکم مهر 1385  |
 
بند از بندش  که جدا کنی

به سگهای بسیاری بدهکار است

گربه ای

 که موش می دواند

|+| نوشته شده توسط korosh در جمعه بیست و یکم مهر 1385  |
 

تو را با امواج فارسي خليج

 

تنها مي گذارم

 

مبادا لنج ها

 

از چشمان دريا بيفتند

 

 كنج ساحل

 

ودرخيرگي غروب

 

به جا شواني فكركنند كه اين شبها

 

حال مناسبي براي صيد عروس دريا ندارند

 

تنها مي گذارم براي خانه هاي گلي

 

 تا هرشب

 

 منتظر عروسي بمانند

 

كه از غربت قايقي به گل نشسته

 

 باز گشته

 

تورا براي صخره ها

 

 تا ياد بگيرند كودكان دريا

 

احتياج به شنهاي بيشتري دارند

 

تو را براي شاعري

 

 كه از لكنت كودكانه آب

 

 تا قل قل اين قليا ن خا كخورده

 

شناوراست

 

|+| نوشته شده توسط korosh در جمعه بیست و یکم مهر 1385  |
 
 
بالا